فتوژورنالیسم / یونس شکرخواه
گزیدهای از کارگاه فتوژورنالیسم در روزنامهی همشهری

سه تعریف رایج
سه تعریف رایج دربارهی فتوژورنالیسم وجود دارد:
1 - هنرى است که براى قصهگویى عکاسانه به کار گرفته مىشود تا زندگى را مستند کند. پدیدهاى جهانى است و به همه مربوط است و از محدودیتهاى زبانى و فرهنگى عبور مىکند. فتوژورنالیسم ما را به عکسهایى ارجاع مىدهد که یک داستان را بیان مىکند؛ مثل عکسهایى که در رسانههاى خبرى مىبینیم یا مجلات، گاهنامهها یا هفتهنامهها. این عکسها مىتواند دربر گیرندهى عکاسى مستند، عکاسى تبلیغاتی، عکاسى در صحنه، عکاسى ورزشی، زندگى جارى، علایق انسانى و به تصویر کشیدن شیوه معاصر و رایج زندگى باشد. اما نکتهى مهم در این بخش این است که در فتوژرنالیسم روایت عکس مقدم بر قضاوت است، یعنى باید عکس، دیگران را به قضاوت بکشد، پس لازم است به عکاسان خبرى گفته شود: سعى نکنید قضاوت خود را به عکس القا کنید. در این فتوژورنالیسم، عنوان یا مضمون مقدم بر عکس است و باید به اینکه مخاطبان و بینندگان و کسانى که داورى مىکنند کمک کند تا خودشان داستان یا ماجرا را کشف کنند.
2 - ژورنالیسمى است که داستانى را از طریق تصاویر بیان مىکند. مىتوان اینطور برداشت کرد که در ذهن غربىها، فتوژورنالیسم تکفریم نیست؛ به همین علت است که همیشه یک فیچر یا گزارش تصویرى جداگانه دارند و یک تک فریم؛ که تک فریم درواقع اوج گزارش تصویرى آنهاست.
3 - تعریف آخرى که از فتوژورنالیسم مىتوان عنوان کرد این است که بگوییم شکلى ویژه از ژورنالیسم است که تصاویرى را خلق مىکند تا داستانى خبرى را بازگو کند؛ هرچند معمولا اینطور فهم مىکنند که اصل بر تکفریم است، در حالى که اینطور نیست. در حالت عامتر به مطالب بسیار مهم و جدى که عکاسى شده است هم گفته مىشود.
رابطهى عکس و خبرنگار از چه قرار است؟ این یک پرسش کلیدى است که باید در رسانههاى ما تکلیف آن روشن شود و هم خبرنگار و هم فتوژورنالیست هر دو بدانند که چگونه و با چه نقشهایى باید سروقت یک سوژه بروند. فرضا اگر هم عکاس و هم خبرنگار براى پوشش حادثهى انفجار در یک فرودگاه در محل حاضر شوند، کدام یک کار خبرى را و در چه وضعیتى انجام مىدهند؟ آیا فتوژورنالیست مىتواند به توصیههاى خبرنگار گوش نکند و خودش از هرچه خواست عکاسى کند؟ آیا گزارشگر مىتواند به نیازهاى توصیفى عکسى که فتوژورنالیست مىگیرد بىتوجه باشد؟
آیا مىشود عکس و عکسهایى را روى میز سردبیر گذاشت و گفت نمىدانیم چه شرح عکسى باید برایش نوشت و یا مثلا خبرنگار بگوید من اصلا آدمهاى این عکس را ندیدم و نمىدانم که هستند.
پاسخ به این سووالات فقط گوشهاى از جهان روزنامهنگارى و فتوژورنالسیم است.
ارزشهاى خبرى را بشناس
خبر(News) ساختار خاصى دارد و هر آنچه در سطح جامعه جاریست، الزاما خبر(News) نیست، اما رویداد (Event) است. هر رویدادى را نمىتوان به خبر تبدیل کرد؛ مگر آنکه داراى ارزش خبرى (News Values) باشد. رویدادها در دنیاى واقعى رخ مىدهند و به محض اینکه به خاطر داشتن ارزشهاى خبری، از سوى روزنامهنگاران انتخاب مىشوند و به دنیاى رسانهیى انتقال مىیابند به آنها خبر مىگوییم. پس رویدادها متعلق به دنیاى واقعى و خبرها متعلق به دنیاى رسانهیى هستند.
با این تفاصیل مىتوان گفت در دنیاى واقعى n رویداد (Events) وجود دارد، ولى نمىتوان n خبر تولید کرد؛ چرا؟ چون اولا همهى رویدادها داراى ارزشهاى خبرى موردنظر روزنامهنگاران نیستند و علاوه بر این، هیچ رسانهیى به استثناى اینترنت نمىتواند همهى رویدادها را – چه با ارزش و چه بدون ارزشهاى خبرى – در خودش جا بدهد.
من همین مساله را به فتوژورنالیسم تعمیم مىدهم، از بین صدها عکس شما فقط تعداد اندکى از فریمهایتان براى رسانههایى که در آنها کار مىکنید، کاربرد دارد و انتخاب آن هم با ملاکهاى مبتنى بر ارزشهاى خبرى صورت مىگیرد.
اولین ارزش خبرى دربرگیرى (Impact) است. اگر رویدادd به جمع زیادى مربوط باشد، ارزش خبرى دربرگیرى دارد و باید آن را انتخاب کرد و تبدیل به خبر کرد و از آن عکس گرفت. مثلا اگر برق یک منطقه از شهر برود مهم نیست، ولى اگر برق کل شهر قطع شود، ارزش خبرى دارد. مثلا دربرگیرى سقوط یک هواپیما بیشتر از تصادف دو اتومبیل است زیرا تعداد تلفات هواپیما بیشتراست.
دومین بحث در ارزش خبرى کشمکش (Conflict) است. یکى از عکسهاى مشهور دنیا، افتادن رونالد ریگان از پلههاى هواپیما و زمین خوردن او بود؛ اهمیت عکس در این بود که کشمکش دارد، یک رئیس جمهور موقع بالا رفتن از هواپیما نباید زمین بخورد. کشمکش انسان با انسان، فرد با گروه، گروه با گروه، جنگ، انسان با طبیعت مثل همان عکس کوهنورد از نمونه مثالهاى این بحث است.
نکتهى سوم در بحث ارزش خبری، شهرت (Prominency) است. شهرت به طریقى با دربرگیرى در ارتباط است. افراد مشهور بیشتر مورد عکاسى قرار مىگیرند و خبرهاى بیشترى هم درباره شان به چاپ مىرسد.
چهارمین بحث در این زمینه ارزش خبرى "مجاورت" است که هم معناى جغرافیایى دارد و هم معناى معنوى. مثلا بوسنى هرزگوین از نظر جغرافیایى به ما نزدیک نیست، ولى براى ما معنا دارد، چون هم کیش هستیم؛ یا مثلا موضوعات خبرى نظیر فلسطین. موضوع افغانستان و عراق و خلیجفارس از این لحاظ براى روزنامه نگاران ایرانى حائز اهمیت است، هرچند روزنامه نگاران ایرانى متاسفانه خودشان در این رویدادها حضور ندارند و عکسهاى آنها را از AP یا از AFP و سایر آژانسهاى عکس مىگیرند. در خبر هم همین طور است، مثلا تحلیل سیاسى تاجیکستان را از رویترز و آسوشیتدپرس مىگیرند. شاید دلیلش این باشد که روزنامهنگاران و فتوژورنالیستهاى ایرانى خیلى مواقع از این ارزش مجاورت غافل مىشوند.
بحث دیگر در ارزش خبری، تازگى (Timeliness) است. این یکى از بىرحمانهترین فاکتورهاى عکاسى خبرى و خبرنگارى در دنیاست. تازگى یعنى هرچه کوتاه بودن زمان وقوع رویداد تا زمان انتشار آن؛ که هرچه این زمان کوتاهتر باشد، عکاس و خبرنگار برندهتر خواهند بود و بهعبارت بهتر، خبرشان و یا عکسشان براى مخاطبان تازهتر خواهد بود.
فتوژورنالیستها باید این ارزشهاى خبرى را کاملا بشناسند و کتابهاى منتشر شده در حوزه خبر را بخوانند. عکاس خبرى اگر کار خودش را بلد باشد، همیشه به دنبال این ارزشهای خبرى است؛ ولى اگر کاملا حرفهیى باشد، هیچ وقت به این ارزشهاى خبرى به صورت منفرد و جداگانه نگاه نمىکند. ارزشهاى خبرى کلیتى است که قابل جدا شدن نیست و در هر رویدادى مىتواند ترکیبى از این ارزشها با شدت و ضعف وجود داشته باشد. مثلا عکس برندهی طاهر کناره در ورلدپرسفتو از زلزلهى بم که پدرى دو فرزندش را در آغوش دارد، شهرت ندارد، اما کشمکش دارد، استثناء دارد.
عناصر خبرى اسکلت یک رویداد را مىسازند، ولى ارزشهاى خبرى به رویداد قدر و قیمت مىدهند. در مورد عناصر خبرى باید بگویم که یعنى اینکه چه چیزى رخ داده (What) و ماجرا چیست؟ کجا (Where) این رویداد رخ داده است؟ چه وقت و کى (When) این اتفاق افتاده است؟ و یا چه کسى یا کسانى و یا چه نهادهایى (Who) مسبب آن بوده اند؟ چرا (Why) یک رویداد رخ داده - که داراى اهمیت تحلیلى است - و چطور(How) رخ داده است که داراى اهمیت تصویرى است.
اینها عناصرى هستند که در خبر لازم است وجود داشته باشند؛ اما در عکس خبرى چطور؟ آیا مىتوان به این عناصر در عکس پاسخ داد؟
در عکس هاى خبرى معروفى که از رویدادهاى سومالى گرفته شده بود و در آن کشاندن جنازهى خلبان آمریکایى در خیابانها توسط مردم گرفته شده بود؛ به همهى این عناصر پرداخته شده بود. اسم عکاس را در ذهن ندارم، ولى معروف شده بود به مرد نامرئى. در اینجا لازم است دوباره یادآور شوم که ارزشهاى خبرى مربوط به انتخاب سوژه است، ولى عناصر خبرى براى ارایهى سوژه هستند. و باز یادآورى کنم در هیچ جاى دنیا تامل تعمدى عکاس روى سوژه پذیرفتنى نیست، هرچند در ایران به شدت رایج است.
مرامنامه: دقیق و جامع باش!
طبق مرامنامههاى معتبر بین المللى وظیفهی عکاس روایت است نه گزارشگرى القایى. من درسال 74 کتاب "خبر" را نوشتم با پیوستى که آن را دوست دارم. آن پیوست اصول اخلاق بینالمللى خبرنگارى است. متاسفانه هنوز در ایران مرامنامههاى اخلاقى نداریم. نه دیدهایم و نه بلدیم. بعضى موارد وجود دارد که از نظر خبرى در دنیا ممنوع است؛ ولى در ایران کاملا رایج است.
علاوه بر این، به غیر از مرامنامههاى جهانى اکثر روزنامه هاى مطرح دنیا هم مرامنامهها و اصول اخلاقى مخصوص خودشان را دارند که در واقع حکم رمزهاى رفتارى و راهبردى را براى آنها دارد. در این مقررات خیلى چیزها یادآورى مىشود؛ مثلا در مرامنامهی "شیکاگو تریبیون" حتى ذکر شده است که یک روزنامهنگار نمىتواند براى یک روزنامهى دیگر شرح عکس بنویسد.
در این موارد اخلاقى، عکس گرفتن از حریم شخصى افراد ممنوع است و نمىتوان مثلا از مادرى که در سوگ از دست دادن عزیزش نشسته یا مىگرید، عکاسى کرد؛ مگر اینکه خواستهاى عمومى باشد؛ اما در ایران این کار انجام مىشود. یا مثلا شما به خوبى مىدانید که وقتى یک فریم عکس را از پایین از یک سوژه بگیرید، او را با اقتدار به نمایش در مىآورید، ولى وقتى این فریم را از روبهرو و در ارتفاع برابر با سوژه بگیرید، سوژه مورد نظر شما مثل دیگران به نظر مىرسد، اما اگر از یکجاى بلند عکس را بگیرید، سوژه کوچک به نظر مىرسد.
مرامنامه مىگوید که سعى کن در عکاسی، مضمون و عنوان، مقدم برعکس و عکاسى باشد و در واقع فتوژورنالیست باید با عکسش کمک کند به بینندگان و مخاطبان تا داستان را خودشان کشف کنند و خودشان قاضیان صحنه شوند. بقیه ماجرا هم به اخلاقیاتى برمىگردد که مربوط به انجمن معروف NPPA انجمن عکاسان سراسرى است.
برخى توصیه هاى NPPA از این قرار است:
1 - دقیق و جامع باش؛ در بازنمود سوژهها، دخل و تصرف نکن و براساس میل خودت نساز.
2 - اجازه نده فرصتهاى عکاسی، در کار شما دخل و تصرف کنند؛ یعنى کسى نباید به شما بگوید من فلان کار را انجام مىدهم و تو عکس بگیر.
3 - مهمترین اصل این است که رویداد را کامل ارایه کنید و فرا متن، یا بافت حاکم بر فضاى عکاسى را در منتقل کنید. از کلیشهها پرهیز کند؛ مثل یک سرى کلیشههاى عکاسی، مثل غلبهى ترس، غلبهى خشونت، اینها درست نیست به خصوص اصرار عجیب بر غیرعادى عکاسى کردن نوعى دخل و تصرف است. چه کسى گفته است که انتخاب غیرعادىترین زاویهها بهترین نوع عکاسى است؟
حتى اگر این قاعده عجیب را پذیرفتهاید، لااقل استریو تایپهاى دیگران را نکنید و از کلیشهها پرهیز کنید. کلیشهسازى نکتهى مهمى است و تنها زاویهى دید نیست. آیا حق داریم در صحراى غربى عکاسى کنیم و فقط با چریکهاى پولیساریو عکاسى کنیم، این حق را نداریم. آیا اگر به جبههى جنگ رفتیم، فقط طرف قربانى را باید عکاسى کنیم، یا طرف دیگر را هم باید عکاسى کرد؟ اخلاق حرفهیى مىگوید از اینکه فقط با افراد و گروههاى خاص در عکاسى سر و کار داشته باشید، شدیدا بپرهیزید. در واقع خودتان را اسیر نگاه گروه یا شخص نکند تا او به شما بگوید که از کجا عکاسى کنید.
4 – اخلاق حرفهیى مىگوید خودت را به رسمیت بشناس و از جانبدارى و تعصبات شخصى در عکاسى بپرهیز. اگر شما از یک سوژه خوشتان نمىآید این را به مخاطبان القاء نکنید. سخت است؛ ولى باید بپرهیزید.
5 - با همهی سوژهها با احترام و شان انسانى رفتار کنید. ملاحظهى ویژهاى نسبت به سوژههاى آسیبپذیر به خرج دهید. منظور از آسیبپذیرى تنها جنبهی فیزیکى آن نیست. شاید کسى جهالت خود را در جلوى دوربینتان به نمایش درآورد؛ اصرار نداشته باشید تا آن را طعمه قلمداد کنید. پس نسبت به سوژهها ملاحظهى ویژهاى به خرج دهید و نسبت به قربانیان جرائم و یا تراژدىها مهربان باشید. یعنى رحمِ خودتان را نسبت به قربانیان تراژدى فراموش نکنید و از همه مهمتر، تنها زمانى حریم شخصى را افشا کنید که عموم مردم نیاز به این کار دارند و ضرورت دیدن این صحنه قابل دفاع باشد.
6 - وقتى از سوژهاى عکاسى مىکنید، عمدا به سوژه کمک نکنید و عمدا تغییراتى را به صحنهی اتفاق اعمال نکنید. به دیگر زبان، هیچ نوع از نفوذتان را بر روى رویداد اعمال نکنید. و این یعنى عدم مداخله عکاس در واقعیت.
7 – نکته مهم بعدى ادیت عکس است. در ادیت، باید تمامیت عکس حفظ شود؛ یعنى شاید در یک جایى لازم باشد کراپ کنید، اما باید توجه کنید که کراپ کردن، بر تمامیت عکس اثر مىگذارد یا نه؟ ادیت عکس باید طورى صورت گیرد که به تمامیت عکسها آسیبى نزند و به محتوا و فضاى حاکم بر عکس هم آسیبى وارد نکند. به هیچ وجه در عکس دست کارى نکنید. چیزى را به عکس اضافه نکنید و سندیت آن را تغییر ندهید و به عبارت بهتر، آنرا مخدوش نکنید؛ چون بینندگان را گمراه مىکند و سوژه را خدشهدار.
8 - به هیچ منبعى پول نپردازید؛ چه به منبع و چه به سوژه. یا به صورت مادى پاسخ لطفشان را ندهید. حتى در ازاى اطلاعاتى که به شما مىدهند و یا مشارکتى که براى رسیدن به سوژه انجام مىدهند.
9 - کادویى را نپذیرید، لطفى را نپذیرید. غرامت را هم نپذیرید. از کسانى که ممکن است در پوشش خبرى و عکاسى ما اثر بگذارند، هیچ چیزى نپذیرید.
10 - هیچ وقت عمدا در مسیر روزنامهنگار دیگرى سابوتاژ و خرابکارى نکنید. رقابت باید منصفانه باشد و ایدهآل این است که فتوژورنالیست تلاش کند براى دفاع از حقِ دسترسى براى همهی همکارانش.
بدون مطالعه؛ از عکس چیزی بیرون نمیآید
چند نکتهی مهم: نکته اول اینکه یکى از اتفاقات مبتلابه عکاسى خبرى، تحولات تکنولوژیک در ابزارهاى عکاسى است. موبایلهایى که با دقت 5 مگاپیکسل عکاسى مىکنند یا دوربینهاى فول اتوماتى که امروز در بازار وجود دارند، چه تاثیراتى بر عکاسى مىگذارند؟ اینها چه تاثیرى بر مرزهاى موجود میان عکاسان آماتور و حرفهیى مىگذارند؟
امسال یکى از بىرونقترین دورههاى عکاسى در مسابقات المپیک زمستانى ایتالیا بود، چرا؟ چون موبایل به دستها، دوربین به دستها و به طور کلى آماتورها و بلاگرها پیش از آنکه عکاسان حرفهیى بخواهند از پیستها و کوهها پایین بیایند، عکسها را برده و لود هم کرده بودند. آماتورها امسال حتى به آژانسها هم ضربه زدند. پس به عنوان فتوژورنالیست باید تحولات تکنولوژیک در ابزارهاى عکاسى را و تاثیرات آنها را بر کارتان تعقیب کنید.
نکته دوم: در عکاسى خبرى باید به فرامتن عکس جداگانه نگاه کنیم. الزاما بهترین عکاس آن نیست که به یک آژانس خارجى بپیوندد؛ آیا اگر کسى جزو یک آژانس بین المللى عکاسى شده است، الزاما عکاسىاش هم ارزشمند شده است؟ خیلى از عکاسانى که به آژانسها مى پیوندند به تدریج و گاه ناخواسته به کادربندىهایى کشیده مىشوند که آژانس آنها مىخواهد. به عبارت دیگر در نظر گرفتن فرامتن عکس یعنى اینکه مخاطبان را به نگاه مورد نظر آژانسها نفروشیم. مگر مىشود براى مثلا یک آژانس آمریکایى عکس کار کرد و برایش عکسهاى نظامیان آمریکایى کشته شده در جنگ عراق را فرستاد؟ شما همگى عکاس هستید، آیا حتى یک فریم عکس از یک نظامى آمریکایى کشته شده در سالهاى جنگ عراق را دیدهاید؟ یا در جریان اشغال کویت، مگر از کشتههاى آمریکایى عکسى در دنیا گرفته نشده است؟ چرا حتما گرفته شده اما مخابره نمىشود.
نکته سوم: فعال باشید مثل یک دانشجوى روانشناسی، جامعهشناسى. مگر مىشود کسى فتوژورنالیست باشد؛ ولى کتاب روانشناسى و جامعهشناسى نخواند.
باورش سخت است که بدون مطالعه در این حوزهها، از عکس چیزى بیرون بیاید. در این صورت قول مىدهم که اگر دوربین را بیندازید و صبح بروید و بعد از ظهر بیایید، اتفاقى رخ نمىدهد. باید مثل یک دانشجوى رشتهی سیاست، هنر و غیره اطلاعات کسب کنید. روانشناسی، جامعهشناسی، سیاست و هنر تعمدى است، چون یکى از جنبههاى عمومی در عکاسى خبرى است و یکى از جنبههاى پرکشمکش پشت صحنه است. لازم است بدانید با چه منظورى یک گفتوگو انجام مىشود.
مسالهی مهم دیگر بعد هنرى قضیه است. به صرف اینکه من دوربین در دست گرفتم، عکاس نمىشوم. ولى در یک لحظه مىتوانم عکاس را جا بگذارم؛ اگر این جنبههایى که گفتم را در زندگى حرفهیى رعایت کنید. پس تا مىتوانید تلاش کنید تا به بینش منحصر به فرد دست یابید. آن لحظه است که همه متوجه مىشوند که چه کسى عکس را گرفته است، چون ویژن (vision) آدمها متفاوت است.
نکته چهارم: سعى کنید با تلاش سیرى ناپذیرى رویدادهاى جارى را تعقیب کنید. حتى رسانههاى بصرى همزمان را. پس تعقیب رویدادها و دیدن مداوم رسانههاى بصرى الزامى است.
نکته پنجم: عکاس خبرى لازم است از درگیر شدن با سیاست، یا جنبشهاى مدنى و تجارب دیگران پرهیز کند. چرا؟ براى اینکه نباید در واقع اسیر قالبهاى فکرى و یا استریوتایپهاى گروهها یا افراد شود؛ یا اینکه به اشتغالى تن ندهید که منجر به سازش شما در رفتارهاى حرفهاى شود، یا به شما قیافهى سازش بدهد؛ چون شما روزنامهنگار مستقل هستید.
نکته ششم: تکرار یک بحث جدى است؛ و آن این که تمام تلاشتان را به کار ببرید که غیر مهاجم باشید. در مواجهه با سوژهها فروتن باشید و خلوت شخصى کسى را به هواى عکاسى حرفهاى بر باد ندهید.
نکته هفتم: سعى کنید که احترام بگذارید به تمامیت لحظهى عکاسى (عدم مداخله درصحنه) و احترام بگذارید به یکپارچگى لحظهى عکاسان دیگر.
نکته هشتم: تلاش کنید تا با ارائهى نمونههاى شخصى و مثالزدنی، روحیه و استانداردهاى بالاى یک عکاس با اخلاق و یک فتوژورنالیست را حفظ کنید. سعى کنید وقتى با شرایط متفاوت و نا آشنا مواجه شدید که در آن انتخاب اقدام درست؛ نامشخص و گنگ است، با کسانى مشورت کنید که در زندگىشان استانداردهاى بالاى حرفهاى را به نمایش گذاشتهاند؛ یعنى کسانى که قدیمىتر و کارکشتهتر از خودتان باشند. مىخواهم بگویم که وقتى فرضا 20 فریم گرفتید، فکر نکنید مىتوانید جایگاه عکاسى را که قدیمیتر است به آسانى بگیرید. نه، او داراى تجاربى است که شما به راحتى آنها را به دست نخواهید آورد.

یادداشتهای یک عکاس خبری نسل چهارمی ( علی شایگان)
بدون شک هر مخلوق انسانی و هر مولفه ای که در شکل دهی به آن عقل و قدرت انسانی دخیل باشه به واسطه کامل نبودن انسان به لحاظ عثلی و قدرت مسلمن دارای نقص هایی هست.بخش عکس فارس فارغ از اشکالاتی که به عقیده هر آگاهی در آن وجود داشت و داره به نقطه اوج ارزش در عرصه رسانه های داخلی رسیده!!. . . چرا در حالی که بخش عکس فارس به عنوان زیرمجموعه ای از رسانه ارگان اصولگرایان کار می کنه عکس های سرویس عکس فارس در صفحات مختلف ( سیاسی - اجتماعی - ورزشی - اقتصادی ) روزنامه های داخلی اعم از اصولگرا و اصلاح طلب کار می شه یا به عبارت بهتر و به قول ساتیار امامی ویترین روزنامه های مختلف می شه می گن که در مثل مناقشه نیست پس خیلی راحت تر میتونم با توجه به آنچه که نوشتم ادعا کنم که چندان دور از ذهن نیست وقتی دلیل استقبال گسترده اکثر روزنامه های داخلی و البته خبرگزاری های خارجی از آثار تولیدی سرویس عکس فارس را با استقبال بی چون و چرای مردم از محصول شرکت کوکا کولا یکی بدانیم.مسلمن هر دوی اینها به نقطه اوج ارزش رسیده اندآنجایی که بهروز مهری ،عطا طاهرکناره ،مرتضی فرج آبادی و ساتیار امامی در مورد نحوه مدیریت مجید و نگاه حرفه ای او به عکس به "شناخت مخاطب" اشاره می کنند در همین رابطه قابل توجه هست
مرتضی فرج آبادی دبیر عکس خبرگزاری ایسنا
-مدیر مجموعه ای که مدتهاست به عنوان رقیب اول بخش عکس فارس شناخته می شه می گفت :" این که مجید عکاس خوبی بوده در شروع فوق العاده این مجموعه خیلی تاثیرگذار بوده ، اما اون چیزی که باعث رشد بیشتر نه تنها سرویس عکس فارس بلکه روند عکاسی خبری در بین رسانه های داخلی شده مدیریت مجید و قدرتش در سازماندهی این مجموعه و البته تاثیرگذاری مجموعه بر مطبوعات داخلی بودهمجید نه تنها با باز کردن فضا برای حضور جوونای علاقه مند به عکاسی سبب رشد تعدادی از عکاسای برجسته امروز مجموعه فارس و ایران شد که با این اقدام تاثیرگذاری غیرمستقیم و مثبتی بر روند عکاسی خبری مطبوعات ایران داشت و نگاه جامعه مطبوعاتی به عکس رو بسیار تصحیح کردمرتضی در مورد فضای رقابتی حاکم بین دو مجموعه فقط به گفتن همین اکتفا کرد که حضور مجید و رشد سرویس عکس فارس مسلمن بر حرکت رو به جلوی بخش عکس ایسنا نیز موثر بوده و این دو تیم در یک فضای تاثیرگذاری و تاثیرپذیری بودن و البته حضور سرویس عکس فارس و ایسنا برای عکاسی خبری ایران مغتنم بوده است
بهروز مهری - عکاس خبرگزاری فرانسه در ایران
- مثل دیگر طرف های گفتگوی من بر مدیریت قوی مجید تاکید داشت و البته معتقد بود مجید مخاطب خودش رو خوب می شناخت و نیاز مخاطب با ارائه گزارش های متنوع اقتصادی ، ورزشی و فرهنگی و عکس هایی متفاوت که کار تازه ای در رسانه های داخلی بود تامین کردبهروز می گفت در این ده سال اخیر هیچ کس مثل مجید این تعداد عکاس و البته این تعداد عکاس خوب رو به جامعه عکاسی خبری ایران معرفی نکرده. اما در ادامه به این مسئله مهم هم اشاره کرد که متاسفانه خوبی های مجید برای دیگران خوب بود و بدی هایش ، خودش و نامش رو خراب کرد
عطا طاهرکناره - عکاس خبرگزاری فرانسه در ایران
- و دبیر سابق عکس روزنامه های همشهری و کارگزاران که مدتی طولانی در این سمت در فرایند استفاده از عکس های ارائه شده توسط خبرگزاری های داخلی بوده می گفت سرویس عکس فارس به دلیل مدیریت خوب مجید و شناخت خوب او از مطبوعات داخلی ویترین کامل تری از عکس های مختلف در حوزه های گوناگون در اختیار مخاطب قرار می دادعطا مثل مرتضی و ساتیار به این نقطه قوت خبرگزاری فارس - که ناشی از همکاری مناسب مدیریت خبرگزاری با سرویس عکس بوده - در ارائه بهتر عکس ها از لحاظ جستجو و البته گرافیک بهتر صفحات اشاره کرد و سهل الوصول بودن دسترسی کاربر رو از دلایل افزایش مخاطب سرویس عکس فارس می دونستگرچه عطا برخلاف مرتضی و ساتیار معتقد بود که عدم وجود فضای رقابتی میان خبرگزاری های داخلی و خارجی و استفاده خبرگزاری های داخلی از رانت رابطه با دولت به ضرر سرویس های عکس خبرگزاری های داخلی است و البته تاکید می کرد کهفارس و ایسنا بعد از یک دوره اوج به سکون و رکود رسیده اند چه مجید در فارس می ماند و چه نمی ماند!!!عطا در توصیف ویژگی مدیریت مجید به گفتن یک کلمه اکتفا کرد که در مورد مدیریت در حوزه عکاسی همه میگن مثل مجید برخورد کنید
راهب هماوندی - عکاس خبرگزاری رویترز در ایران-
که با محافظه کاری خاصی در این مورد با من صحبت می کرد ، حضور مجید رو در فارس و رسانه های ایران به عنوان مدیر مفید می دونست و می گفت : با وجود شرایط سخت کاری برای یک عکاس ، مجید به عنوان مدیر یک مجموعه عکاسی بسیار موفق و تاثیرگذار ظاهر شد ، کاری که از عهده هر کسی برنمی اومد و او با تمام سختی هایی که بود کنار اومد برای هدفی بزرگتر یعنی رشد عکاسی خبری در ایران
حسن سربخشیان - عکاس خبرگزاری آسوشیتدپرس در ایران
- چندان موافق راهب نبود یا بهتره بگم اصلن موافق راهب نبوداون به این مسئله اشاره می کرد که بارها از همون روزهای اول و طی مدتی که مجید در فارس مشغول به کار بود به او تذکر می دادم که از اونجایی که در زیر نگاه غیرحرفه ای مدیران بالادستی ، امکان فعالیت حرفه ای وجود نداره باید خیلی سریع خود را از مجموعه بیرون بکشدحسن اشتباه بزرگ مجید را سرمایه گذاری او بر رسانه ای که نتیجه دوران گذاره و نگاه حرفه ای در آن وجود نداره دونستحسن معتقد بود اونچه که امروز به دست اومده نتیجه اشتباهات زیاد مجید و اشتباهات زیاد سازمانش هست گرچه در آخر به این مسئله هم اشاره کرد که امروز با عملکرد مجید انتظارات برایکار بهتر در عرصه رسانه های داخلی بالاتر رفتهاون در مورد ایده تشکیل آژانس عکس فارس به عنوان اولین آژانس حرفه ای و مستقل عکس در ایران گفت : این ایده ، ایده بسیار بزرگی بود که هزینه های بزرگی رو هم نیاز داشت و این نسل و این مدیریتاز عهده تامین اون برنمی یانحسن اعتقاد سفت و سختی داشت بر این که سرمایه گذاری کار حرفه ای باید در محیط حرفه ای انجام بشه و این نوع خبرگزاری ها از اونجایی که تریبون دولت های زمان خودشون هستند ، دوره اوج و افول مشخص و از پیش تعیین شده ای دارن:
. . .و اما ساتیارامامی-دبير عكس روزنامه جام جم
مجید در فضای مدیریتی خودش ، فضا رو برای هیچ کس تنگ نکرد و هرگز وابسته به میز و صندلی خودش نبود. اون در پذیرش عکاسان فقط به همین اکتفا می کرد که کسی که اومده به عکاسی علاقه داره و مثل خیلیای دیگه براش مهم نبود که به اون و کارش علاقه ای داره یا نه به نظر ساتیار ، مجید در ایجاد نگاه مثبت عکاسای شهرستانی به عکاسی خبری تاثیرگزاری فوق العاده و بی چون و چرایی در بین هم نسلان خودش داشته. امروز یک عکاس شهرستانی به این باور رسیده که مدینه فاضله ، تهران نیست و در شهرستان های خودشون خیلی خوب کار می کنند و البته این به عنوان روندی عمومی در بین خبرگزاری ها و حتی چند روزنامه داخلی نیز در اومده ساتیار می گفت : در دوره مجید کافی بود تا تیتر خبر داشته باشیم ، یعنی با مدیریت و نگاه خاص مجید ، مجموعه به این نتیجه رسیده بود که حتی اگر تیتر خبر وجود داشت عکاس هم مثل خبرنگار می تونه گزارش کاملی از اون موضوع ارائه بده به عقیده ساتیار ، مجید در پایان این دوره بیش از هر کس دیگری خوشحال است . مجید تاثیرگذاری خودش رو در دوره زمانی که مسوولیتی بر عهده او بود در روند عکاسی خبری ایران گذاشت و دیگرانی که ساتیار از آنها به نام قدکوتاهان نام برد باید ناراحت باشند که در کنار مجید با اینکه در کار خود حرفه ای شدند ولی اخلاق حرفه ای نداشتند و ندارند:ساتیار در توضیح ویژگی های شخصیتی مجید که در کار مدیریتی او تاثیرگذار بوده گفت مجید با تمام بدی هاش خیلی دوست داشتنیه اعتماد فوق العاده و بیش از حد مجید ناشی از روح بزرگش بود و البته پرانرژی و قاطع
برای اطلاعات بیشتر دراین مورد به مصاحبه مشترک مجید و همسرش سارا روستاپور با مجله همشهری خانواده چهارشنبه 18مهر امسال مراجعه کردم. مصاحبه جالبی بود
رویای آژانس عکس فارس وقتی با هر کس که در ایران به عنوان عکاس خبری شناخته میشه در مورد مجید صحبت می کنم آغاز و انجام صحبتهاش به یک چیز ختم می شه مدیریت مجید سعیدی این که چرا نفر اول 6 دوره عکاسی خبری مطبوعات در ایرن ، برنده مدال طلای سال های 2006 و 2007 جشنواره بین المللی ژاپن ، برنده جایزه بهترین عکاس جهان سال 2004 امریکا ، نفر سوم جشنواره جهانی پی او وای امریکا و برنده جایزه جهانی هنر و نیایش و جایزه گلستان به دلیل مدیریت خاص خودش در بین همکارانش شناخته می شه می تونه موضوع مهمی برای بحث باشه. بحثی که به نظرم به دلیل اهمیتش باید انجمن های صنفی عکاسان مطبوعات در ایران نه فقط به خاطر مجید که به خاطر موضوع مدیریت در نهادهای هنری جلساتی رو برای آسیب شناسی حرکت یک مدیر و رهبر موفق ترتیب بدن تا برای آن چیزی که حسن سربخشیان تاکید داشت یعنی نسل آینده عکاسان خبری و این حوزه عکاسی اثری مطلوب و رشد دهنده باقی بمونهشاید که در آن دوره شاهد حضور عکاسان حرفه ای تر در گروه های حرفه ای تر برای رسانه های حرفه ای تر باشیم. باز هم شاید در آن نسل شاهد تحقق رویای آژانس عکس و یا به عبارتی دقیق تر ظهوراولین آژانس حرفه ای عکس در ایران باشیمزمانی این ضرورت پیش می آد که بدونیم رهبری از پدیده های بسیار مهم رفتار جمعی است و این نقش رهبری است که گروه ها رو به بیرون معرفی می کنه و اغلب موجب به وجود اومدن رقابت های سرسختانه میشهالبته نباید یادمون بره که جذابترین نظریه رهبری بر کیفیات مشخص خاص رهبران تاکید داره و همواره رهبران زیادی وجود داشتند که خصوصیات شخصی بی همتاشون به اونها کمک کرد تا وفاداری و اطاعت دیگران رو به دست بیارندبدون شک دیسیپلین کاری و کاریزمای خاص مجید سعیدی در روند رو به رشد مجموعه عکس فارس به شکل قابل ملاحظه ای تاثیرگذار بوده و البته نباید فراموش کرد که خصوصیات خوب یک رهبر ، بستگی بسیار زیادی به وضعیت خاصی که رهبر با اون مواجه است داره یا به عبارت دیگر ، تنها رهبر نیست که بر گروه تاثیر می گذاره بلکه متقابلن گروه و مسائل مواجه با اون ، رهبر مناسب را انتخاب کرده و بعد شکل داده و البته توانایی هایی را به او می ده
مجید در عین تحمل بالا هرگز قائل به توقف نبود ، مجید در عین قاطعیت بالا هرگز در پی لجبازی نبود ، مجید در عین صراحت بالا هرگز انسانی گستاخ نبود
انتخابات پنجمين دوره انجمن صنفی عکاسان مطبوعات با حضور 69 نفر از اعضای اصلی انجمن و نماينده وزارت کار در مجتمع فرهنگی، هنری اسوه برگزار شد
در ادامه با برگزاری انتخابات
عطا طاهرکناره با 43 رای
راهب هماوندی با 42 رای
ساتيار امامی با 39 رای
کاووس صادقلو با 39 رای
بهروز مهری با 38 رای
و اصغر آزاد دل با 35 رای
به عنوان اعضای هيات مديره پنجمين دوره انجمن صنفی عکاسان مطبوعات انتخاب شدند. همچنين صادق خاموشی با 36 رای به عنوان بازرس انتخاب شد.
با توجه به مفاد اساسنامه برای راهيابی به هيات مديره انجمن، اخذ نصف بعلاوه يک رای الزامی است که در نتيجه انتخاب يک عضو اصلی و دو عضو علی البدل هيات مديره و يک بازرس و يک بازرس علی البدل به جلسه بعدی موکول شد.
اداره جلسه را اسماعيل عباسی، سيف الله صمديان، محسن شانديز، سعيد صادقی، محمد فرنود بر عهده داشتند و رضا حافظ القرآن منشی جلسه بود.
خبر سایت عکاسی
جمعي از عكاسان هم فكر گرد هم آمديم و تصميم گرفتيم تا گروهي را تشكيل دهيم كه آماده خدمت به جامعه عكاسي مطبوعاتي هستند. گروهي كه ضمن بررسي عملكرد دوره هاي قبل از تجربيات همكاراني كه قبلا عضو هيأت مديره بوده اند استفاده كنيم تا بتوانيم طبق اساس نامه در مسير پيشبرد اهداف انجمن و اهداف هيأت مؤسس گام برداريم.
بيش از هشت سال از تاسيس انجمن صنفي عكاسان مطبوعات مي گذرد. هيأت مؤسس اين انجمن براي همبستگي بيشتر عكاسان خبري و دفاع از حقوق آن ها اقدام به تشكيل چنين انجمني كرد. در طول هشت سال گذشته مجامع مختلفي تشكيل شده است كه نتيجه آن تعيين هيأت هاي مديره در چهار دوره بوده است. تلاش هاي زيادي از سوي اعضاي هيأت مديره براي ارتقاي وضعيت عكاسان خبري صورت گرفته اما اين تلاش ها در هر دوره بنا به دلايلي روند مثبتي نداشته است. به نظر ما به عنوان گروهي كه با هم در اين انتخابات كانديدا شده ايم ناهماهنگي اعضا و عدم همكاري برخي از اعضاي هيأت هاي مديره از دلايل عدم موفقيت انجمن بوده است.
گروهي كه امروز در كنار شما هستند افراد آشنايي هستند كه كمابيش در عرصه مطبوعاتي داخل و خارج از كشور فعال هستند. بيشتر اين دوستان در برهه زماني خاصي به خصوص در اوايل دهه هفتاد موج جديدي از عكاسي مطبوعاتي را در روزنامه هاي ما به وجود آوردند. موجي كه در ادامه راه منجر به حضور نسل قدرت مندي از عكاسان خبري شد و سكوت تصويري چند ساله عكاسان خبري را پس از انقلاب و جنگ تحميلي با عكس هاي خود شكست.
هشت سال از اقدام هيأت مؤسس مي گذرد اما متأسفانه بايد بگوييم كه منزلت اين انجمن پايين آمده است و هر آن بيم انحلال آن نيز مي رود. هشت سال زمان زيادي براي تجربه اندوزي است اما ديگر هزاره سوم زمان آزمون و خطا نيست. اگر مي خواهيم به پيش برويم بايد به روز باشيم. بايد از اوضاع روز عكاسي خبري در دنيا آگاه باشيم و آن را به نسل هاي جوان منتقل كنيم.
امروز عكاسي مطبوعاتي ما نياز به بستر مناسبي براي فرهنگ سازي و آموزش دارد. يك عكس تنها با فشار دكمه دوربين هاي ديجيتال و اتوماتيك به دست نمي آيد. عكس خبري خوب نياز به عكاس خبري خوبي دارد كه با مطالعه و آگاهي از تفكرات جديد و علم روز و فن آوري هاي نو و تلفيق آن با نوآوري خلاقيت و سرعت عمل بتواند تصاوير تأثير گذاري را در جامعه و حتي دنيا ارائه كند. عكس خبري خوب تنها با آگاهي از اصول زيبايي شناسي مطلق به دست نمي آيد. استفاده از فرم و تركيب هاي زيبا كه امروزه در بين عكاسان خبري نسل جديد به وفور ديده مي شود قابل تأمل است اما فرم گرايي محض و دور شدن از اصل موضوع به عكاسي خبري ما ضربه مي زند.
به نظر ما كار در انجمن عكاسان مطبوعاتي بايد از نو آغاز شود. فصل تجربه و رقابت هاي فردي سپري شده است. ما به عنوان گروهي كه با هم كانديداي حضور در هيأت مديره شده ايم معتقديم به دور از هر گونه شعار در دفاع از حقوق عكاسان مطبوعات بايد كار را از آموزش شروع كرد. با ارتقاي سطح فرهنگي و سواد جامعه عكاسي مي توان به دفاع از حقوق عكاسان نيز اميدوار شد. در تاريكي نمي توان به آساني گام برداشت.
تلاش ما به عنوان گام اول زنده كردن محيط هاي آموزشي صميمي و استفاده از تجربيات عكاسان باسابقه ايراني و حتي خارجي است. نسل امروز نياز دارد به كسب تجربه از عكاسان مجرب كه در صحنه هاي مختلف و متنوع خبري دنيا حضور دارند. نسل امروز در فضاي مناسب تر و با امكانات جديدتري نسبت به گذشته قرار دارد. دسترسي به اينترنت و ماهواره و ديدن آسان دنياي عكاسان بزرگ خبري و مستند از ويژگي هاي چنين امكاناتي است. ما مي توانيم از اين فن آوري ها در جهت شكوفايي بيشتر عكاسان مطبوعاتي استفاده كنيم تا گام هاي بعدي را آسان تر برداريم.
ما به عنوان يك گروه و با نگاه صنفي نامزد هيأت مديره شده ايم. گروهي كه اعضاي آن به حدي از بلوغ حرفه اي رسيده اند كه رقابت هاي فردي در عكاسي خبري را با اهداف گروهي عكاسان در هم نمي آميزند. گروهي كه پس از سال ها كار در اين حرفه به دور از رقابت هاي شخصي و تنگ نظري هاي معمول امروزه جامعه عكاسي ايران آمده اند تا كار گروهي را عملي كنند ديگر نه تجربه.
اصغر آزاد دل - ساتیار امامی - مجيد سعيدي - كاووس صادقلو - عطاالله طاهر کناره - كارن فيروز - حسن قائدي - بهروز مهري - راهب هماوندي
پنجمین دوره مجمع عمومی انجمن صنفی
پنجمین دوره مجمع عمومی عادی انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران جهت انتخاب اعضاء هیئت مدیره وبازرسان برگزارمی شود .
از کلیه اعضاء اصلی محترم انجمن که دارای کارت عضویت معتبر هستند دعوت می شود در روز پنج شنبه 20/10/86 ساعت 14 در مجتمع فرهنگی هنری اسوه واقع در خیابان انقلاب، نبش خیابان بهار جهت انتخاب اعضاء هیئت مدیره و بازرسان انجمن برای مدت 2 سال آینده حضور بهم رسانند.
لازم به ذکراست هر عضو انجمن می تواند به وکالت از یک عضو دیگر در انتخابات شرکت کند که وکالت نامه کتبی قبل از انتخابات در دبیرخانه به ثبت رسيده باشد.
با تشکر
دبیرخانه انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران
.jpg)
.jpg)
مهدی فضائلی مدیر عامل سابق خبرگزاری فارس طی مراسمی توسط همکارانش بعد از 5 سال رسما از خبرگزاری فارس خداحافظی کرد.خداحافظی که توام با اشک و گریه بود.کمتر مدیرانی هستند که بعد از خاتمه مسئولیتشان اینگونه لحظات را به یاد آورند.فارس فرزند ایران است.فرزند ایران و فرزند ان فارس را دوست بدارید.امیدوارم که مدیرانی که در پشت صحنه تصمیم گیری خواهند کرد،اشکهای مدیرسابق و همکارانش را برای همیشه به خاطر بسپارند.
خاطره ای که آز آقای فظائلی دارم مربوط به زمانی بود که برای ماموریت، عازم کربلا بودم،از دفتر تماس گرفتند آقای فظائلی کارم دارند وقتی به دفتر ایشان رفتم ،پشت میزشان نشسته بودند و در کنارشان قرآنی بود و بعد مرا از زیر قرآن رد کردند و برایم آرزوی سلامتی کردند و هیچ وقت این لحظه را فراموش نمی کنم.خدایش نگهدارش باشد.آمین
ضمنا در اینجا باید خداحافظی بی سرو صدا مجید سعیدی و بدون ریختن اشک همکاران گروه عکس فارس را هم اعلام نمایم و امید وارم هر دو مدیر هر کجا که هستند موفق و پیروز باشند.
عکسهای یادگاری 1-2