
جايزه گلستان متوقف شد؛ وبسايت گلستان راهاندازي ميشود
مهرك گلستان: اين شروع واقعي كار است
داستان جايزه كاوه، داستان زندگي ماست
هنگامه گلستان: در شرايطي كه حالت روحي من به دليل مرگ كاوه مساعد نبود، عدهاي آمدند و گفتند ما ميخواهيم جايزهاي براي كاوه بگذاريم. گفتم كه نميتوانم دربارهي اين مسايل حرف بزنم. از آنها خواهش كردم كه بگذارند قدري به خودمان بياييم، آنها به من اطمينان ميدادند كه ما براي كمك آمدهايم و تا زماني كه تو خودت را پيدا كني ما كارهاي اوليه را انجام ميدهيم؛ اما هر سال كه گذشت ما از افكار و عقايد كاوه دور شديم. ادامه خبر

با گامهای خونين تا سبزه زار رفت.
4 سال از سکوت سفر کرده ما، "کاوه" به افجه گذشت.
ما نيز با صبر و سکوت گذرانديم.
با تشکر و احترام از تمامی جامعه عکاسی ايران و هنرمندان گرانمايه و مطبوعات برای همراهی و همدلی در اين چهار سال و با توجه به اعلام قبلی مجريان مبنی بر اتمام کار شورای سياست گذاری و پايان جايزه عکاسی خبری و مطبوعاتی گلستان، به اطلاع می رسانيم نظر به سوالات فراوان از سوی جامعه عکاسی ايران در نشستی صميمی در مجله عکس گردهم می آئيم. تا با حضور گرم شما عکاسان عزيز برنامه های آينده را پی ريزی نمائيم.
هنگامه و مهرک گلستان
زمان: يکشنبه – 26/1 /86 ساعت 30/2 تا 4 بعدازظهر- خيابان انقلاب – خيابان ابوريحان – خيابان روانمهر غربی – پلاک 54 – مجله عکس – طبقه دوم

ساخت فیلمی درباره عکاسی خبری توسط کاوه کاظمی و بهمن کیارستمی در تهران و فرانسه ادامه دارد.این فیلم داستان سو استفاده از عکس خبری است.که توسط یک عکاس ایرانی مقیم فرانسه صورت گرفته است. بخشی از فیلم با حضور هنگامه گلستان و جهانگیر رزمی در حاشیه مراسم سالگرد کاوه گلستان ضبط شده است.در فرانسه با آلفرد یعقوب زاده،سیپااوغلو مدیر سابق آژانس عکس سیپا وتعدادی از خبرنگاران فرانسوی و همچنین رضا دقتی مصاحبه شده است.

امروز چهارمين سالگرد كشته شده در راه ثبت حقيقت بود،كاوه گلستان.
يك پيام از طرف هنگامه و مهرك كافي بود تا شاگردان و ياران قديمي كاوه و حتي دانشجويان عكاسي كه كاوه را نديدند در كنار هم و به ياد او خود را به افجه برسانند.مطلب زير را حجت سپهوند براي استادش نوشته است.
((چقدر زيباست اين كاوةعزيز و هميشه گلستان.محال ممكن است كه حتي اگر به فكرش بيافتي و سر حال نيايي....
صداي زيباي همايون شجريان كه مي خواند...ستاره ها نهفتن...در آسمان ابري دلم گرفته اي دوست.هواي گريه با من..هواي گريه با من...
موسيقي سراسر هيجان دف و كمانچه سوار بر پاترول كاوه و دست افشان و سر افشان در ميان تصاوير زيباي افجه ما را به كاوه نزديك مي كند.
امروزه همه چيز دارد تقسيم مي شود:كاوه،حقيقت،هنگامه و مهرك.هر كس زور بيشتر داشت كاوه از آن اوست......نه...نه... اشتباه نكنيم كاوه فقط متعلق به هنگامه و مهرك است ما هم سهم كمي از مهربانيهاي كاوه را به ارث مي بريم.))
