
سردار سابق اين روزها سخت در تلاش است تا يار شهردار شود.اين عكس مربوط يه دقايق پاياني راي گيري در حسينيه ارشاد است.طلائي براي راي دادن نيامده بود بلكه براي جلب نظر راي دهندگان به حسينيه ارشاد آمد.اين دو درجه دار بر حسب عادت هميشگي فكر كردند اين همون سردار سابق است و بايد احترام بگذارند.البته حضور كانديدا در محل اخذ راي بر اساس قانون انتخابات تنها يك بار قانوني است.

اينجا اجاره ها فقط 15 هزار تومان است،بله فقط 15هزار تومان ،اينجا خانوادههاي 10-15نفره در خانه هاي12متري زندگي مي كنند،اينجا خبري از كارواش و بوستان و سونا و جكوزي نيست،اينجا قلعه فراموش شده عليمون در كنار تهران است. خبر/ عكسها

ارزشهاي اخلاقي در ميان حرفه اي ها ممتاز تر از جايزه پليتزر است!
جهانگیر رزمی عكاس جوخه آتش پس از بیست و هفت سال اسرار از قصهی خویش بر میدارد و در مصاحبه با خبرنگار وال استریت جورنال از آن روز و حکایت عکسی سخن میگوید که چند ماه بعد اما بدون نام عکاس برنده جایزه پولیتزر میشود.
لينك مطلب
روایتی از مقاله منتشره در وال استریت جورنال دوم دسامبر ٢٠٠٦
دوشنبه پنجم شهریور ماه ١٣٥٨ شهر سنندج شاهد محاکمه و اعدام دستجمعی ١١ کرد است که در برابر یازده پاسدار به صف ایستادهاند، فرمان آتش و تن به خاک افتاده ی یازده تن بر فیلم کداک دوربین نیکون اف ای خبرنگار عکاس روزنامه اطلاعات نقش میبندد. عکاس، «جهانگیر رزمی» امروز پس از بیست و هفت سال اسرار از قصهی خویش بر میدارد و در مصاحبه با خبرنگار وال استریت جورنال از آن روز و حکایت عکسی سخن میگوید که چند ماه بعد اما بدون نام عکاس برنده جایزه پولیتزر میشود. برای تنها بار در تاریخ نود ساله پولیتزر جایزه به عکسی داده میشود که ناشر بینالمللی آن از اعلام نام عکاس خودداری میکند. این عکس نیز همچون عکس ادوارد آدامز عکاس آسوشیتد پرس که پولیتزر ١٩٦٩ را برای عکس اعدام در سایگون گرفت صفحات روزنامههای جهان را پر میکند بیآنکه از نام عکاس خبری باشد. امروز هم همچنان وب سایت پولیتزر برنده جایزه را یک عکاس بدون نام (و نه ناشناس) یونایتد پرس برای عکس "جوخه آتش" از ایران معرفی میکند.
جاشوا پراگر خبرنگار وال استریت جورنال چهارسال پیش با مشاهدهی کتاب برندگان پولیتزر متوجه این عکس شده و برای پیداکردن عکاس و روایت داستان او به تحقیق میپردازد و سرانجام سال قبل عازم ایران میشود. داستان منتشره در شماره امروز روزنامه وال استریت این سر عکاس را باز میگوید. آقای رزمی از داستان گرفتن عکس و ارسال آن به تهران میگوید و گرفتاریهایی که برایش ایجاد میشود. او بیاد میآورد که پس از شروع ناآرامیهای کردستان به عنوان عکاس روزنامه اطلاعات به همراه «خلیل بهرامی» خبرنگار دیگری که ظاهرا مورد اعتماد خلخالی بوده به منطقه اعزام میشود و در روز واقعه با اجازه آیتالله خلخالی در دشتی که حکم اعدام اجرا میشده حضور مییابد و مجموعا هفتاد عکس میگیرد که بعدها همه را از بین میبرد اما فقط کانتکت آنها را نگاه میدارد که بیست و هفت تای آن امروز در سایت وال استریت جورنال قابل دیدن است در لینک:
http://online.wsj.com/public/resources/documents/info-iranpics0611.html
محمد حیدری ادیتور روزنامه اطلاعات از ترس آنکه برای خبرنگارش گرفتاری پیش نیاید نام او را از زیر عکس حذف میکند ولی عکس را بدون نام به صفحه اول اطلاعات سه شنبه ٦ شهریور میسپارد تا در بالای شش ستون چاپ شود.
«ساجید ریزوی» مسئول دفتر یونایتد پرس در تهران عکس را از اطلاعات میخرد و آن را در جهان منتشر میکند و سرانجام «لاری دو سانتس» مدیر ارشد یونایتد پرس با فرض آنکه عکس را یک عکاس آژانس خودش گرفته آنرا به نام یونایتد پرس برای جایزه پولیتزر کاندید میکند که با رای داوران به عنوان بهترین عکس خبری سال ١٩٨٠ انتخاب میشود. بعدها هم جهانگیر رزمی از بازخواست مامورین به این دلیل که از خلخالی مجوز داشته رهایی مییابد اما نام عکاس در ملاء عام پنهان باقی میماند. عکس اما نه تنها شهرت جهانی میيابد که به سمبل مبارزات مردم ایران و نشانهای از خشونت رژیم هم بدل میشود. جایزه اما همچنان بیصاحب میماند تا بدان جا که برخی آن را به کاوه گلستان نسبت میدهند و پس از مرگ کاوه در کردستان عراق بردن جایزه پولیتزر هم به دنبال گزارش بیبیسی جزء افتخارات او انتشار دوباره مییابد. از جمله خود من هم به نقل از بیبیسی بر این باور بودم و در مرثیهای برای کاوه گلستان در ایران امروز چنین نوشتم. امیدوارم امروز با این یادداشت حق عکاس واقعی را هم باز پس داده باشم.
وال استریت در سایت ویژه این گزارش همچنین ادعا میکند که رضا دقتی عکاس معروف ایرانی مقیم پاریس هم تعدادی از عکسهای اعدام های کردستان را به مجله پاری ماچ فرستاده و مدعی شده که عکس معروف نیز از آن او بوده است و به عبارتی خودرا برنده پولیتزر معرفی کرده است. صحت و سقم این ادعای وال استریت جورنال البته بر این قلم روشن نیست. به هرحال رازمگوی دیگری بازگفته میشود و تاریخ ورق دیگری میخورد.
برای دیدن مصاحبه با خبرنگار وال استریت جورنال لینک زیر را کلیک کنید:
http://online.wsj.com/public/page/8_0004.html

سايت بازتاب در مطلبي مدعي شده كه رييس جمهور در مراسم افتتاحيه بازيهاي آسيايي در دوحه پاي رقص و آواز خوانندگان زن نشسته و هيچ اعتراضي هم نكرده است و اين موجب نارضايتي شيعيان جنوب خليج فارس شده است ، به عنوان عكاسي كه در
مراسم افتتاحيه بازيها از پيش از ورود احمدي نژاد به جايگاه تا بعد از رفتن او ،مراسم و رييس جمهور رابه عنوان يك تجربه بي نظير حرفه اي زير نظر داشتم نكاتي را درمورد اين دروغ گويي بگويم :
1- وقتي مطلب اين سايت را ديدم براي دقايقي به چشمان خودم شك كردم و مجبور شدم همه فايل هايم را دوباره نگاه كنم اما فهميدم كه شكم بي دليل بوده چرا كه هيچ كدام از اين صحنه ها حتي در حاشيه نيز موجود نبود.
2- احمدي نژاد لحظاتي قبل از ساعت 7 شب به وقت دوحه و همراه ساير سران مدعو به جايگاه آمد ، مراسم رسمي افتتاحيه راس ساعت 7 شروع شد و رييس جمهور ساعت 5/9 شب و در ميان برنامه زماني كه ورود تيمهاي شركت كننده به ميدان به پايان رسيد و حتي مشعل بازيها نيز روشن نشده بود ، از سران حاضردرمراسم خداحافظي كرد و به سوي فرودگاه دوحه راهي شد. اين در حالي بود كه از ساير شركت كنندگان در مراسم خواسته شده يود كه از ساعت 4 بعد از ظهر در محل استاديوم خليفه حاضر شوند و طبعا در اين فاصله زماني طولاني برنامه هاي كه جزو سناريوي برنامه اصلي و رسمي قرار نگرفته بودند براي حضار اجرا شده بود.
3- از چند عكسي كه بازتاب با استفاده از سايت رسمي بازيها منتشر كرده و البته پس ازمدتي آنها را اصلاح كرد اين عكس مربوط به قبل از شروع رسمي مراسم است. (1)
عكس هم كه اولي مربوط به خواننده هندي است مربوط به بخشي از برنامه است كه پس از استقرار كامل تيمها در ميدان اجرا شد .
4- نكته جالب براي من اين بود كه خود زنان قطري كاملا حجاب اسلامي شون را رعايت مي كردند و لباس آنها به عنوان يكي از نمادهاي برنامه بود كه بارها استفاده شد
5- عمده برنامه اي كه در زمان حضور احمدي نژاد اجرا شد(بجز رژه تيمها ) نمايشي در مورد مرد ريانورد قطري بود كه در خلال آن تاريخ گذشته و پيشرفتهاي اخير بشر به نمايش در آمد و قسمتي از آن به صورت همخواني گروه كر زنان قطري بود كه همه آنها و رهبرگروه كه بصورت دكلمه تكخواني مي كرد كاملا حجاب پوشيده و اسلامي زنان قطري را داشتند.
6- قضاوت با شما كه چرا بازتاب اين كار را كرده اما به عنوان نكته آخر كه براي خودم جالب بود اينكه در زمان رژه تيمها ، كشورهاي عربي به شدت مورد تشويق تماشاگران قرار مي گرفتند ، اين تشويق كه شايد در مورد لبنان پس از قطر بيشترين شدت را داشت درمقابل استقبال تماشاگران قطري از تيمهاي شرق آسيا و غير عربي كاملا نمود داشت ، ومن نگران شده بودم وقتي نوبت يه ايران برسد بخاطر تعصبهاي عربي و عجمي اوضاع خراب شود اما كاملا بر عكس شد و كاروان ورزشي ايران هم با تشويق گرم حضار همچون تيمهاي عربي وارد ميدان شد ! گزارش تصويري در فارس 1 و 2