
امروز براي پوشش خبري بازديد و كنفرانس رئيس سازمان انرژي اتمي روسيه از نيروگاه اتمي بوشهر وارد اين نيروگاه شديم.دربرابرعظمت اين تاسيسات آدمي احساس غرورمي كند.
اصل گزارش را در فارس ببينيد.1و2

چهارمين شماره مجله نسيم منتشر شد.
روي جلد،هديه تهراني/عكس از محمد فرنود

با پيگيري دبير عكس و حمايتهاي مدير عامل و سردبير خبرگزاري فارس نسبت به اعزام عكاس به عراق جهت پوشش از مراسم عاشورا راهي كربلا شدم.
متاسفانه هيچ همكاري از طرف عراقي ها صورت نگرفته بود بخصوص آقاي كوچكي كه نماينده صدا سيما در بغداد مي توانست با تائيد كردنش مجوز عكاسي برايم بگيرد و گفت من نماينده سازمان هستم نه خبرگزاري ها ايراني هر چند براي گروه اعزامي صدا و سيماهم مشكلاتي بو جود آورده بود و باعث دلخوري گروه شد چون تمام فعاليتهاي سازمان در عراق در انحصار ايشان بود (اميدوارم مسئولان سازمان صدا و سيما اين معظل درعراق را حل نمايند).عكاساني كه دو سال پيش در كربلا بودند يادشان هست كه چقدر راحت مي توانستيم كار كنيم و ايراني بودنمان يك امتياز بود ولي در اين سفربا توجه به تدابير شديد امنيتي براي جلو گيري از بمب گذاري ايراني بودنم جرم محسوب مي شد.تنها مجوز كاري كه دادند بين الحرمين بود..از محمد الصواف يكي از عكاسان جوان كربلا پرسيدم كه چرا سخت ميگيرند و فقط به شما اجازه كار ميدهند كه در جواب گفت ما عراقي ها اين محدوديتها را از شما ايراني ها ياد گرفتيم،وقتي من از مديريت حرم حضرت عباس (ع) براي مديرت حرم امام رضا(ع) معرفي نامه به همراه دارم و اجازه كار به ما نمي دهيد، چه انتظاري از ما داريد.بهر حال حق با محمد الصواف جوان بود و هيچ گله اي هم نمي توان داشت.
گزارش 1 و 2 در فارس

امسال سومين سال بعد از حكومت صدام بود كه كربلائي ها مراسم تطبير يا همان قمه زني راپر شورتر برگزار كردند و حضور كودكان و نوجوانان در اين مراسم چشمگير بود








آلفرد بعد از مدتها دوري از وطن براي دومين بار به ايران سفر كرد در سفر اول به بهانه حضور در جشنواره هنر نيايش كه زمان كمي در تهران بود و فرصت عكاسي برايش فراهم نشد و در اين سفرفقط صرفا براي عكاسي آمده. امروز در تالار شهيد جانبزرگي دانشگاه هنر كارگاه عكاسي برگزار شد در اين كارگاه عكسهاي آلفرد و فرنود و زنده ياد كاوه گلستان و مجيد سعيدي و عباس كوثري و نيوشا توكليان به نمايش گذاشته شد و با حضور عكاسان ، جلسه پرسش و پاسخ با دانشجويان و علاقمندان عكاسي در پايان برگزار شد.

نگاه رضايت بخش فرنود به جمعيت به خاطر حضورشان در سالن وتفكر نادر داودي نمي دونم شايد به چيزي داشت فكر مي كرد كه من هم در اون لحضه در فكرش بودم آلفرد با چه شرايطي ترك وطن كرد و چه كساني باعث رفتن آلفرد شدند ولي از همينجا بايد از اونهايي كه من و شما شايد نشناسيم ولي مطمئن هستم نادر و فرنود مي دانند، بايد تشكر و قدر داني كنيم كه عدو شود سبب خير، آلفرد رفت ولي با افتخار برگشت

شروع جلسه روي سن صندلي نبود و آلفرد ترجيح داد روي سن بشيند و خيلي خودماني با دانشجويان گپ بزند .تعدادي از بچها صندلي روي سن بردند، نادر داودي در حال راضي كردن آلفرد كه روي صندلي بشيند


چند وقتيست فرصت نشد به عكاس جوان و خوش آتيه كه در عمر كوتاه عكاسي خود توانسته به تنهائي و بدون حمايت هيچ شير پاك خورده اي به اوج عكاسي حرفه اي برسد تبريك بگم و اميدوارم هر روز شاهد موفقيت روز افزون او باشيم.عكس خوب آرشيويش از تاسيسات فن آوري اصفهان را در وبلاگش ديدم و واقعا" قابل تحسين است.عكس در تايم چاپ كردن افتخارش بيشتر ازرفيق خوب داشتن است.محمد آقا اشتباه مي كني اصل عكس حضرتعالي در فارس وضوحش بيشتره تا عكس چاپ شده در تايم.شناخت خوبي هم از اديتور بخش عكس يو پي آي داري آفرين، راستي پيشنهاد خوبي كه در سني كه ما دانش آموزانمان درس الفا در مدارس ياد ميگرند و همزمان مثل برو بچه هاي سان فرانسیسکو در كلاس درس فتو شاب شركت كنند راستي در كدام مكتب درس الفباي اخلاق ياد مي دند.اميدوارم بچه هاي سان فرانسیسکو بعدها يادشان نرود استادشان كيست.