
كنسرت شجريان در سالن وزارت كشور برگزار شد.شب اول با نا اميدي و بدون داشتن بليط و هماهنگي وارد شدم.به سختي و با كمك يكي از همكاران سابق در همشهري به داخل سالن رسيدم و نگهبان جلوي در سالن تابلو بودن من را به همه اعلام كرد و گفت اين عكاس را من مي شناسم،يعني كات ديگه نمي شد دوربين به دست گرفت، عكاسي از كنسرت در انحصار پسران حسين عليزاده بود و اجازه عكاسي صادر نمي شد،زمان كنسرت قبلي استاد براي زلزله زدگان بم هم بدون هماهنگي رسمي توانستم عكاسي كنم و با تجربه قبلي دل به دريا زدم و حاصل كار در پايان راضي كننده شد. ولي به دوستاني كه از امروز صبح با شركت دلنواز تماس تلفني داشتند و گلايه مند بودند كه چرا عكس گرفتم يا مجوز عكاسي دادند ،يك كلام عرض كنم عكاسي بدون هماهنگي خيلي راحت تر از اينه كه كلي وقت گرانبهاي خود را صرف هماهنگي ها بكنيد.اين عكسها را تقديم مي كنم به تمامي همكاراني كه فرصت عكاسي برايشان ايجاد نشد.

تجربه همكاري با پژمان راهبر را از زمان انتشار تماشاگران بياد دارم و تا به امروز ادامه دارد.در زمان ايرانشهر (همشهري) نقطه اميد و ادامه كارم حضور پژمان بود، كسي كه حافظه تصويري بالائي دارد،سردبير اگر به عكس و تصوير علاقه داشته باشد قطعا فضاي مطمئني براي عكاس ايجاد مي شود.به دفعات تكرار شد كه پژمان تاريخ و برنامه عكاسي كه انجام داده بودم را اعلام ميكرد و اصلا" شايد در ذهن من نمي ماند و عكس مورد نظرش را از من مي خواست و البته نه تنها فقط عكسهاي من بلكه از هر عكاسي عكس ببيند توي ذهنش طبقه بندي مي كند .



با عرض پوزش اين عكسها به فاصله زماني زيادي از مراسم منتشر شده است.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
از محمد فرنود دربارهي بنياد كاوه گلستان پرسيده شد؛ وي تصريح كرد كه قصد مقابله با هيچ كس را ندارند، اما اگر كسي بخواهد شخصيت كاوه را نديده بگيرد، حتا اگر هنگامه و مهرك بگذرند، او مقابله خواهد كرد.
بنياد كاوه گلستان بنا گذاشته ميشود تا همه آثار او و نيز كارهاي مرتبط با او زير نظر اين بنياد ارايه شود؛ اين بنياد را هنگامه و مهرك گلستان - همسر و فرزند كاوه گلستان - آلفرد يعقوبزاده و محمد فرنود اداره خواهند كرد.
فرنود با انتقاد به برخي جريانهاي عكاسي، تاكيد ميكرد كه جامعه عكاسي را رها كنند و بگذارند عكاسي كار خود را بكند و خطاب كه آنها ميخواهند براي كاوه جايزه عكس بگذارند تاكيد كرد كه بايد بدانند منطق عكاسي اوچه بود.
محمد فرنود از آخرين ديدارش با كاوه گلستان گفت و تركيدن انار بر ديوار تازه رنگ شده او؛ از طراحي پوستر نمايشگاه گفت و اناري كه بدون آنكه خودش بداند در طراح آن گنجاندهاند؛ از عكسي گفت كه از چهره كاوه گرفته است و ...

وقتي به عكس جلوي جايگاه خيره شدم نتوانستم كتاني را در كادرم قرار ندهم چون مي گفتند كاوه هميشه كتاني به پا داشت.



در بخشي از گفتههايش عكس دو ماهيگير يكي از عكاسان سابقهدار را نشان داد و تحسين كرد و در مقايسه با كاتالوگي كه موزه هنرهاي معاصر تهران به تازگي منتشر كرده و براي معرفي عكاسي ايران به دنيا ارسال كرده و عكسي انتزاعي از همان عكاس قرار داد و با انتقاد از اين حركت ابراز تاسف و شرمساري خود را از گزارش بي بيسي درباره عكاسي امروز ايران ابراز كرد.


حضور عكاسان و علاقمندان به عكاسي خبري چشمگير بود ولي بازهم جاي اساتيد و مدعيان عكاسي خبري خالي بود.


ابتكار فرنود براي عكس يادگاري، همه با عكسهاي كاوه يعني با حضور كاوه و عكسهاي فرنود عكسي به يادگار گرفتند.

همه دوستان عكاس خبري موفق حاضر با گلستان در ارتباط بودند و از راهنمائي هاي او بيشترين استفاده را بردند ،ولي به دنبال فرصت شاگردي كاوه ماندم، همان ترمي كه مي بايستي با كاوه عكاسي خبري مي گذرانديم او راهي لندن شد و اين فرصت را از دست داديم و بعدها هم اجل فرصت نداد و كاوه براي هميشه رفت. بجاي كاوه ،نادر داودي به ما معرفي شد. داودي از فرنود دعوت كرد به كلاس بيايد و اولين برخورد حضوري من و فرنود از همان كلاسها شروع شد.ولي در جريان كلاس هميشه اسم كاوه بود. خيلي برام لذت بخش بود در كلاس درس عكاسي هستم كه با كاوه رفيق بود. به نظرم در بيشتر عكسهاي فرنود كه با كاوه همسفر بود مي توان صداي شاتر دوربين گلستان را شنيد و ....
مدتي نتوانستم اين جا رو بروز كنم شرمنده همه دوستانم.

از جامعه عکاسی ایران برای بازدید از دو نمایشگاه " به مجنون بگو زنده بمان" شامل عکسهای "کاوه گلستان و محمد فرنود و " سه گزارش: روسپی کارگر مجنون" عکسهای کاوه گلستان دعوت میکنیم.
افتتاح 16 آبان ساعت 5 تا 8 بعد از ظهر
مکان: خانه هنرمندان ایران
نمایشگاه تا 19 آبان ادامه دارد.
ساعت بازدید: 10 صبح تا 8 بعد از ظهر