
عکاسان همیشه در صحنه

امروز دانشجويان تجمع كننده مقابل سفارت انگلستان خواستار اخراج سفير انگلستان از ايران و اخراج سفراي سه كشور آمريكا، اسراييل و انگليس از سرزمينهاي اسلامي شدند

اگر یک روز درآمدی و دیدی که خودروها زیاد نیست.دیدی که آفتاب زده و می توان راحت نفس کشید.دیدی که دود و دمی از اگزوز خودروها خارج نمی شود.نگاهی به آسمان بینداز.شاید دماوند را دیدی:و اگر نشد....کاری نمی شود کرد.باید بروی بالای ابرها





مهندس چمران چفیه را بر گردن هوگو چاوز آویخت
سخنان هوگو چاوز در آئین پرده برداری از تندیس قهرمان ملی کشورش در تهران
راه بوليوار نه تنها در آمريكاي لاتين بلكه در سراس دنيا ادامه دارد و از كارهاي ارزشمند او باعث سربلندي سرفرازي و... افتخار مردم آمريكاي لاتين است.بوليوار آزاديبخش آمركياي لاتين بود، ولي از سرزميني كه آزادي را براي آنها با ارمغان آورد اخراج شد، اما تا پاي جان براي اين گوهر بيهمتا مبارزه كرد.بوليوار مرده است ولي در دل همه آزاديخواهان جهان زنده است و حضور او در تهران سرزمين ملتي آزاده پيوند عميق و ريشههاي همه مناديان آزاد و سربلني و افتخار است





علي تجويدي به سال 1298 هجري شمسي در تهران خيابان ري متولد شد و از اوان كودكي زير نظر مستقيم پدرش هادي خان تجويدي كه خود هنرمندي بزرگ و از شاگردان ممتاز كمال الملك و اولين استاد مينياتور در ايران بود، پرورش يافت.
چون پدر علاوه بر نقاشي و مينياتور با موسيقي هم آشنايي داشت و در نواختن تار هم تبحري داشت، كم كم فرزندش را با اين ساز آشنا ساخت. در سن 16 سالگي ويولن را ابتدا نزد آقاي سپهري آموخت و سپس مدت دو سال نزد حسين ياحقي به فراگرفتن رديف هاي موسيقي ايراني مشغول شد.
تجويدي پس از چندي به استاد ابوالحسن صبا معرفي شد و مدت 8 سال نزد ايشان به آموختن ويولن و سه تار همت گمارد و بنا به توصيه صبا براي تكميل تكنيك هاي نواختن ويولن و آشنايي با موسيقي غرب، چند سالي را نزد مليك آبراهيميان و بابگن تامبرازيان رفت چرا كه استاد معتقد بود براي استحكام انگشتان و آرشه بايد چند سالي نزد يك معلم اروپايي، متد گام هاي موسيقي غربي را بنوازد.
ايشان ضمن آموزش در خدمت استاد صبا، در كنار وي به تعليم شاگردان مي پرداخت و در كلاس آزاد موسيقي آن زمان در حقيقت سمت استاديار وي را به عهده داشت. پس از فوت صبا نيز در هنرستان عالي موسيقي ملي، كار تعليم ويولن شاگردان را به عهده داشت. استاد تجويدي به حق يكي از بزرگترين آهنگسازان معاصر اين سرزمين است كه شاهكارهاي بي شماري در پهنه هنر موسيقي از خود به يادگار بر جاي نهاده است آثاري كه نمايانگر استعداد شگرف و متعالي او در هنر آهنگسازي است كه ياد آن هيچ گاه از خاطر هنردوستان وشيفتگان عالم موسيقي اصيل ايراني بيرون نخواهد رفت.



علي تجويدي سال هاي دراز صبح زود از خواب بيدار مي شد و با اين چراغ نفتي به زيرزمين خانه اش
مي رفت تا بدون ايجاد زحمت براي بچه ها و بيدار كردن آنها ساز بنوازد.
استاد تجویدی بیمار است و فقط یک دلخوشی دارد.دیدار دوستان

اينجا دولت خان است، نه پاكدشت. خيلي گشتم تا كسي را شبيه به محمد بيجه يا احسان، ميلاد، يونس و. . . پيدا كنم. نمي دانم كدامشان بود اما همه آنها شبيه به هم هستند، خدا نكند بيجه اي در آن حوالي باشد. شايد هم خواب باشد









این عکسها برای اینکه من و حجت ناکام نماندیم و ساعت 5 عصر همان روز با یک هواپیمای ملخی به بم رفتیم البته آنجا برای حجت اتفاقی افتاد و یک نخل ناقابل بر سرش فرود آمد ولی بخیر گذشت

ديگر نمي خواهيم از آسمان ايران چيزي بنويسيم، همين كه بنويسيم هوا خوب است يا باراني حداقل فايده اش بيشتر است.
ديگر نمي خواهيم از آسمان ايران چيزي بنويسيم، همين كه بنويسيم هوا خوب است يا باراني حداقل فايده اش بيشتر است.
گمان مي رفت با استيضاح وزير يا بركناري رئيس سازمان هواپيمايي كشوري مشكلات آسمان ايران
حل .شود كه نشد و نمي شود، چه اينكه بايد فكري اساسي شود. نوشتن از آسمان بي برنامه و بدون مانيفست يك دور تسلسل است، اما چه كنيم كه حتي وقتي هم تصميم مي گيريم كه چيزي از آسمان ننويسيم، آسمان به سراغ ما مي آيد. اين بار در حالي يك فروند هواپيما در آسمان تهران دچار مشكلات فني شد كه عكاسان مطبوعات نيز سرنشينان آن بودند.
قضيه از اين قرار بود كه در 6 بامداد روز جمعه يك هواپيماي بوئينگ 727 مربوط به شركت هواپيمايي آسمان به مقصد بم، با 30 مسافر دچار نقص فني شده و هنوز از زمين بلند نشده مجبور به فرود در باند اضطراري مي شود. 30 مسافر هواپيما كه در ميان آنها چند عكاس - خبرنگار مطبوعات نيز حضور داشتند به هواپيماي ديگري منتقل مي شوند، اما پس از نيم ساعت انتظار در هواپيماي دوم، خلبان اعلام مي كند كه هواپيما به دليل نقص فني پرواز نمي كند و از مسافران مي خواهد كه به سالن فرودگاه باز گردند.
برخي مسافران مضطرب از خير سفر به بم مي گذرند و برخي ديگر با راهنمايي شركت هواپيمايي آسمان بليت ديگري براي ساعت 17 همان روز تهيه مي كنند.
خبرنگار ما براي اطلاع از كم و كيف ماجرا با شركت هواپيمايي آسمان تماس مي گيرد. متصدي تلفن بعد از تاييد ضمني ماجرا از دادن اطلاعات بيشتر خودداري كرده، موضوع را تا نيم ساعت بعد به سر شيفت واگذار مي كند. بعد از نيم ساعت خبرنگار ما موفق به گفت و گو با سر شيفت شركت مي شود و باقي قضايا را كه خود حدس مي زنيد. به هر حال عكاس ها و خبرنگاراني كه قرار بود از بم گزارش تهيه كنند، ناكام ماندند
ایرانشهر

ايرانياني كه يا ژاپن بوده اند و يا به آموزشگاه و دانشگاه رفته اند تا ژاپني ياد بگيرند.امروز در مسابقه اي متفاوت شركت كردند . سخنراني به زبان ژاپني هفتمين دوره مسابقه به ميزباني سفارت ژاپن در سينما كانون برگزار شد.از حالا تا سال ديگر فرصت داريد تا ژاپني ياد بگيريد و در اين مسابقه شركت كنيد.

شهر كانكس ها؛ اين اولين واژه اي است كه در بازديد دوباره بم، پس از گذشت 11 ماه از زلزله ويرانگر اين شهر، به ذهن مي آيد. در بم، زندگي جريان دارد. ميوه فروش، ميوه مي فروشد. قفل ساز، كليد مي سازد. آرايشگر، اصلاح مي كند و دانش آموز به مدرسه مي رود. آنكه پول دارد راحت تر زندگي مي كند و آنكه بي پول است، بيشتر زجر مي كشد
بازديد از بم در نزديكي هاي سالگرد فاجعه ادامه در ايرانشهر

از تمامی دوستانم که به نحوی با ارسال پیام تبریک منو خوشحال کردند متشکرم
با محبت و راهنمائی های دوستانم مجبور به ترک وبلاگ اولم شدم بخصوص مشکلات فنی که در satgraph داشتم با توجه به تعدد عکسهایم امکان نمایش مناسب آنها میسر نبود و با گلایه دوستان مواجه بودم.در نهایت محمد تهرانی که با کارگاهش مرا آلوده به این کار کرده بود توانستم با کمکهای ایشان این وبلاگ را که در آینده نزدیک جزئی از سایتم خواهد بود راه اندازی کنم. خدا کارگاهش و خودش را برای جامعه عکاسی حفظ نمائید( البته اگر برخی از دوستان مرا متهم نکنند به .....) بگذریم. از برو بچه های سایت گردون هم باید تشکر کنم بخصوص سامان مسعودی که با دست شکسته اش در آماده سازی وبلاک کمکم بود.
امیدوارم این عکسها باز بشه برای دیدن عکسها روی عکس بالا کلیک شود.